ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
511
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مىگيرد و نمىتواند در برابر تأثيرات زيانبخش محيط غريب بر مزاج و خلق و خوى خود پايدارى كند و معمولا به زودى در اندوه يار و ديار خود مىنشيند ، پس بهتر است كه با خود از اروپا خدمتگارى به همراه نياورند بلكه با كمك مردم محلى حوايج خود را رفع كنند . اما رفتار با خدمهء ايرانى و كنار آمدن با آنها به خودى خود به تحقيق و مطالعه نياز دارد . به هنگام تيمار از حيوانات سوارى و باركش بايد شخصا بر كار آنها نظارت داشت زيرا اغلب اينها علاقهمندند كه به انواع و اقسام حيلهها سفر را طولانى كنند . مشروبات الكلى نبايد به آنها داد ؛ اگر يكبار آن را بچشند ديگر ولعشان را نمىتوان براى نوشيدن آن اطفا كرد . در صورتى كه مرتكب سرقتى جزئى شوند نبايد به سختى كيفرشان داد بلكه بايد در نظر گرفت كه اين جماعت دربارهء مال من و مال تو نظرياتى پدرسالارى و اشتراكى دارند . در معاشرت با اعاظم و مردم ذىنفوذ مملكت زياد به شخص معينى دلبسته نبايد بود زيرا اوضاع و احوال در اين مملكت بسرعت دگرگون مىشود و كسى كه امروز پناه مىدهد ، خود فردا ممكن است نيازمند پناه گردد . دادن هداياى فراوان و قيمتى آتش طمع آنها را تيزتر مىكند ؛ از طرف ديگر دادن هديههاى ناچيز موجب ايجاد ناخرسندى مىشود و به غايت مقصودى كه دهندهء هديه در نظر داشته زيان مىرساند . تحقيق دقيق در شخصيت گيرندهء هديه تنها و تنها در هر مورد منجر به كشف حد وسط درست مىشود . محروميت از آسايش معمول و معتاد و كمبود معاشرت با زنان ، در به دو امر فرد اروپائى را هرچند هم كه فهميده و تحصيلكرده باشد كج خلق ، خودرأى و زودرنج مىكند . بايد بر اين حالات نامطبوع و بدقلقيها مسلط شد و در معاشرت با دوستان و معاشران نيز از آن حالات برحذر بود . در غير اين صورت به سهولت با آنان وارد مناقشه مىشويم ، و آنچه را در اثر اوضاع و احوال و مقتضيات ايجاد شده است گناه آنان مىپنداريم ، زندگى را بر يكديگر تلخ مىكنيم و رشتهء گفتگو با مردم و معاشرت را كه در يك مملكت غريب آنقدر برايمان لازم و ضرور است قطع مىكنيم . براى آنكه بتوانيم نشاط خود را بازيابيم بايد با تحقيق و دقت در طبيعت ، گياهان و دنياى حيوانات و طرز تشكيل چينههاى زمين براى خود انصراف خاطر ايجاد كنيم ؛ چه خوب است كه به مطالعهء زبان ، آداب و كسب و كار مردم سرگرم شويم و تا آنجا كه ممكن است با اهالى مملكت معاشرت كنيم . فقط به اين ترتيب است كه بر دلتنگى حاصل از دورى از وطن مىتوان غلبه كرد و براى خود زندگى قابل تحملى فراهم آورد . اما آن كس كه با آنچه غير آشنا و معتاد است با پيشداورى برخورد مىكند ، آن كس كه نمىتواند با تحقيق و تتبع فكر و ذهن خود را مشغول بدارد بهتر است كه اصلا پيش يار و ديار خود بماند و از جا نجنبد يا هرچه زودتر به وطن خود بازگردد تا از اين رهگذر بتواند در آسايش و راحت زندگى كند !